۱۴۰۵/۷/۲۹ | | 2026-10-21
تبلیغات
  • لوازم آرایشی
تیتر خبر
برگزاری سوگواری «بانوی آب و آینه» در فرهنگسرای رضوان تجربه زیسته زنان دارای معلولیت بررسی می‌شود اکران فیلم‌های جشنواره «هزار و یک روایت» جشنواره فیلم و عکس روستا و عشایر، فرصتی برای معرفی ظرفیت‌های خراسان شمالی رونمایی از کتاب «جهان عاشق» و برگزاری نمایشگاه خوشنویسی در فرهنگسرای قرآن دعوت از فعالان فرهنگی برای شرکت در دومین رویداد «هم‌خوان: جایزه ملی کتابخانه عمومی ایران» «ابراهیم؛ اسوه حسنه» با محوریت صفات شهید رییسی منتشر شد فاطمه گودرزی خاتون سریال «شکیب عیار» شد استقبال رییس شورای علمای شیعه پاکستان از پیشنهاد ایران برای تحقق صلح پایدار بچه‌های مسجد؛ همراهان فرهنگی نمایشگاه گوهرشاد آغاز رسمی نمایشگاه گوهرشاد در ارومیه؛ روایت اصالت ایرانی در تار هنر اسلامی عزاداری فاطمیه اول کدام هیأت برویم+ برنامه ۸۵ مجلس عزا «قلب ایران»؛ سرودی برای استان مرکزی که روی آنتن شبکه یک رفت کانون‌های مساجد؛ ظرفیت مغفول‌مانده‌ای برای گسترش فرهنگ قرآنی در بین نسل جوان قیمت لیر ترکیه امروز چهارشنبه ۲۹ مهر اعلام شد جدول قیمت درهم امارات امروز چهارشنبه ۲۹ مهر در بازار آزاد هوای مشهد برای چهارمین روز متوالی در وضعیت ناسالم تقسیم کار در محور مسکو-پکن؛ بهره‌برداری هم‌زمان کره شمالی از توان نظامی روسیه و اقتصاد چین نبیه بری آب پاکی را روی دست لابی‌های حامی تل‌آویو ریخت؛ قانون تحریم اسرائیل لغو نمی‌شود چشم بسکتبال با ویلچیر ایران به مدال برنز پس از شکست سنگین مقابل چین فریبا، عضو کمیته فنی استقلال :پرسپولیس برنده سه جانبه می‌شد، جام پارسال را به استقلال می‌دادند دهوک جدایی یحیی گل محمدی را تکذیب کرد؛ حضور این سرمربی در تیم امید ایران منتفی شد باشگاه دهوک عراق مانع بازگشت یحیی گل‌محمدی به فوتبال ایران شد؟ تقلاهای مالی بروکسل برای حمایت از اوکراین؛ نگاه اتحادیه اروپا به جیب لندن و اتاوا زینی‌وند: تبادلات مرزی ایران و پاکستان متوقف نشده است /وزارت کشور در حال بررسی ریشه‌های قتل‌های خانوادگی است خبر بد و تکراری برای پرسپولیس؛ گزینه سرخ ها نمی‌آید آخرین وضعیت مصدومیت کاپیتان پرسپولیس ۶ اشتباهی که کباب را خشک و بی‌مزه می‌کند + روش تهیه کباب کوبیده بهترین زمان مصرف ویتامین دی؛ روزانه چقدر ویتامین دی مصرف کنیم؟ با این ۵ خوراکی فشار خون را ضربه فنی کن استیک گوشت گریل؛ کلاسیک، آبدار و حرفه‌ای زمان تعویض فیلتر بنزین خودروهای ایرانی | فیلتر بنزین را روی کیلومتر چند عوض کنیم؟ راز چربی‌سوزی و عضله‌سازی در خواب چیست؟ چرا بعضی‌ها همیشه پشت سر دیگران حرف می‌زنند؟ ۵ مد قدیمی دکوراسیون امسال دوباره محبوب شده‌اند انار پلو شیرازی؛ یک انتخاب باشکوه برای سفره‌های پاییزی گزارش مختصر بازارهای جهانی در ۲۴ ساعت گذشته (۲۹ مهر ۱۴۰۵) بخشی از رنج مردم غزه را از طریق عکس‌هایم منتقل کردم بیانیه بلندبالای تراکتور درباره اتفاقات انزلی/ عملکرد عوامل برگزاری زیر سوال رفت ایران به دنبال دفاع از عنوان قهرمانی است/ فرنگی‌کاران توان تکرار قهرمانی را دارند مأموریت بزرگ ستاره‌ها در «آستانه» وقتی امریکا در خاکش خاک شد ناب و بی‌همتا در روز دوم ناگویا کسب ۴ مدال در پارادوومیدانی؛ والیبال نشسته به نیمه نهایی رسید شکست تلخ فوتبال نابینایان در ۱۰۸ ثانیه پایانی/ ژاپن فینالیست شد، ایران به رده‌بندی رفت خلعتبری: پرسپولیس تیم کاملی است/ تارتار برای قهرمانی باید در هر بازی به دنبال برد باشد ایلوخانی: اولین پیروزی تنیس روی میز بانوان را در بازی‌های آسیایی کسب کردم/ برای المپیک ۲۰۲۸ می‌جنگیم گل محمدی در یک قدمی امضا با فدراسیون فوتبال برای هدایت تیم ملی امید احمدعباسی: افتخاری بالاتر از خوشحالی مردممان نیست/ فوتسال ایران جایگاه رفیعی در آسیا دارد رویارویی دانشگاه‌آزاد با قهرمان فصل گذشته لیگ برتر کشتی در حضور برادران محبی، یاری و عظیمی
کد خبر: 1273221 |
منتشر شده: |
آخرین به‌روزرسانی: |
ارسال توسط :
سینماسینما، علی‌اصغر کشانی جنب‌وجوش فیلم‌سازی خواب را از چشمان جوانان آبادانی و اهوازی ربوده بود؛ همه را واله و شیدا، مست و خرابِ خود کرده بود. عاشقان، شب‌ها با رؤیای فیلم‌ها می‌خوابیدند و صبح‌ها، از صبح تا عصر، حیران و مدهوش، افسارگسیخته و گاه درب‌وداغان از کار شبانه‌روزی پشت ویزور و کنار سه‌پایه، به کار […]

سینماسینما، علی‌اصغر کشانی

جنب‌وجوش فیلم‌سازی خواب را از چشمان جوانان آبادانی و اهوازی ربوده بود؛ همه را واله و شیدا، مست و خرابِ خود کرده بود. عاشقان، شب‌ها با رؤیای فیلم‌ها می‌خوابیدند و صبح‌ها، از صبح تا عصر، حیران و مدهوش، افسارگسیخته و گاه درب‌وداغان از کار شبانه‌روزی پشت ویزور و کنار سه‌پایه، به کار مشغول بودند. دوربین‌هایشان دست‌به‌دست می‌شد و نگاتیوهای هشت و شانزده‌میلی‌متری، پی‌درپی، با نور آپارات روی دیوارها به نمایش درمی‌آمدند؛ تصاویری که همه را میخکوب می‌کردند و نفس‌ها را سکانس‌به‌سکانس در سینه‌ها حبس می‌کردند. دنیای عجیبی که جوانان اهوازی خلق می‌کردند و دنیای پرشوری که تازه‌نفس‌های آبادانی می‌ساختند، فقط با یک واژه قابل توصیف بود: عشق!

همین عشق بود که باعث می‌شد نفهمند چه زمانی خوابشان برده و صبح شده است. صبح نشده، بیدار می‌شدند و صبحانه خورده و نخورده، راهی می‌شدند. شب‌ها شبگرد و روزها آواره، فریفته و گیج، در فضاهای کمتر دیده‌شده شهر پراکنده می‌شدند. فقط یک چیز جمعشان می‌کرد و تنها در یک جا می‌شد آن‌ها را دسته‌جمعی پیدا کرد: سینما سهیلا، سینما کیوان، سینما متروپل، سینما پیروز، سینما تاجِ هزار و دویست‌نفره و از همه سحرانگیزتر، سینمای تابستانی شیرین که هم‌زمان با مردم نیویورک و لندن، آخرین فیلم‌های هالیوودی را روی پرده می‌آورد.

داریوش عیاری در این فضا از تأثیرگذاران بود؛ کسی که گویی در پی خلق زیبایی‌شناسی در سینمای آماتوری، یک‌به‌یک سینماها، فستیوال‌ها و کلوپ‌های فیلم ریز و درشت شهر را زیرورو می‌کرد. این بچه اهواز که پیش‌تر، در سال‌های نوجوانی، عکاسی را از دایی‌اش آموخته بود، با صد و پنجاه تومان دوربین هشت‌میلی‌متری «بل‌اندهاول» و سپس یک دوربین سوپر هشت کانن ۱۱۸ خرید و فیلم‌سازی را آغاز کرد. او از برادر کوچک‌ترش، کیانوش، می‌خواست جلوی دوربینش بازی کند.

بااین‌همه، تلاش‌های شبانه‌روزی او و ابزارها و وسایلی که خریده بود، به تجهیزات اولیه «سینمای آزاد اهواز» تبدیل شد. خودش نیز فیلم‌بردار پای‌کار بچه‌های ترمزبریده، عصیانگر و فکور اهوازی شد تا هرچه بیشتر به سینمای آماتوری آن سال‌ها رونق دهد.

در همان بحبوحه، زمانی که نبض سینما در جنوب کشور می‌زد، او و جریان‌سازان سینمای آماتوری اهواز وارد تهران شدند تا هدایت سینمای مستقل ایران را، که مدتی بود مسیر خود را با نمایش‌ها و نقدها در کاخ کودک آغاز کرده بود، تقویت کنند. عیاری که خودش مسیر کارگردانی، نویسندگی و مطبوعات را می‌پسندید، وقتی به اصرار کیانوش عیاری عهده‌دار فیلم‌برداری «تنوره دیو» شد، خواسته یا ناخواسته به سینمای حرفه‌ای ایران گام گذاشت تا اندیشه‌هایش را در تصاویر، میزانسن، ترکیب‌بندی و نور محقق کند.

عیاری، عاشق واقع‌گرایی و وفادار به سینمای آماتوری، رگه‌ها و المان‌های آن سینما را همچون مانیفستی لازم‌الاجرا وارد دنیای فیلم‌سازی سینمای جریان اصلی کرد. جملاتش هنوز قدرتمند و آهنگین، لرزه بر اندام سینمای جریان اصلی و سینمای سبک‌پرداز می‌اندازند:

«تصویر باید در خدمت فیلم باشد، سایه‌روشن‌ها طبیعی و زوایا باید عادی باشد… نورها نباید به چشم تماشاگر آزار برساند… تصویر خوب لزوماً کارت‌پستالی نیست… مهارت فیلم‌بردار نباید در فیلم حس شود… فیلم گالری دسته‌جمعی نیست که کار عوامل در آن متمایز دیده شود… فیلم رنگی امکانات خلاقه فیلم سیاه‌وسفید را از بین برده و فقط دارای جاذبه‌های تجاری بیشتری است…»

عیاری، آن‌گونه که گفته‌اند و شنیده‌ایم، همواره تلاش داشت ذهنیت کارگردانان را به امکانات موجود در صحنه نزدیک کند. به همین دلیل، با وجود رعایت قواعد و اصول سرسختانه برگرفته از واقع‌گرایی ناب در سینما، یکی از انعطاف‌پذیرترین فیلم‌برداران سینمای ایران بود. با وجود آنکه از سینمایی آغاز کرده بود که عادت‌های نورپردازی و قواعد حرکت دوربین در آن آوانگاردیسم را می‌طلبید و حتی به اصول مسلمش تبدیل شده بود، شیرازه تفکر او، حتی در سه دهه اخیر که سینمای جریان اصلی بارها برخلاف قواعد حرکت می‌کرد، بیش از هر چیز بر تصویر ذهنی دقیق و قابل‌تعریفی استوار بود که در آن، همه‌چیز پیش از حضور در صحنه چیده شده باشد. دیسیپلین فیلم‌برداری عیاری، درک درست شرایط صحنه با همه محدودیت‌هایی بود که تولید به فیلم تحمیل می‌کرد.

با این رویکرد، عیاری فیلم‌بردارِ اجرا بود؛ استاد ترکیب‌بندی، زوایای کم‌نظیر و حرکت‌های بی‌نقص. تصاویر او، با کنتراست‌ها و تونالیته‌ها، نماها و سایه‌روشن‌ها و استفاده به‌جا از لنزها و عدسی‌ها، فیلترها و پروژکتورها، او را به یکی از بی‌نقص‌ترین فیلم‌برداران سینمای ایران تبدیل کرد. بافت‌سازی و چیدمان دیداری نفس‌گیر آثارش، آن‌ها را به نمونه‌هایی از بصریتی سرشار از نظم و قاعده بدل کرده است؛ به‌گونه‌ای که قاب‌ها و طراحی‌های تصویری‌اش، بدون حشو و زوائد، محیط‌های آشنا و بارها دیده‌شده را زیباتر و واقعی‌تر از آنچه در ذهن داریم، پیش چشم مخاطب به اجرا درمی‌آورند. بررسی جدی آثار او در محافل علمی و دانشگاهی نشان خواهد داد که چگونه مابه‌ازاهای سینمای آماتوری، به‌واسطه او وارد جریان غالب سینما شدند.

نمونه‌ها در آثارش کم نیستند. در «تنوره دیو» و «آن سوی آتش»، با قاب‌هایی یکدست و خیره‌کننده، اصالت در واقع‌گرایی و وقار در میزانسن را می‌بینیم. در «شبح کژدم» و «شاخ گاو»، با اصرار بر نماهای متوسط و اجرای آن‌ها به سبک آثار تجربه‌گرا، وجوهی از سینمای تجربی را وارد دنیای درام می‌کند تا ضمن حفظ تمایزش با سینمای جریان اصلی، پیشنهادهایی برای زیبایی‌شناسی رایج عرضه کند.

در «این سیب هم برای تو»، «خواب زمستانی» و «سه زن»، با تونالیته‌های محزون در فضا و فرماسیون‌های اعجاب‌انگیز در سطوح نوری، ترکیبی از روزنه‌های بسته، پس‌زمینه‌های خفه و عمق میدان کم را به نمایش می‌گذارد؛ اجرایی بی‌نظیر در عمق‌سازی. در «دختری با کفش‌های کتانی» نیز با بازنمایی‌های پیچیده، زنجیره‌ای از فرم‌های نوری خیابانی، ضداغراق‌گرا اما دراماتیک، پیش روی ما قرار می‌دهد؛ تصاویری که با بازنمایی سقوط دنیای رو به زوال محیط و آدم‌ها درهم‌آمیخته‌اند.

در فضاهای داخلی «خانه پدری»، «صداها» و «زندان زنان»، نورها و رنگ‌مایه‌های مسلط، محیطی سرد، از نظر نوری متزلزل و ضدحس‌گرا خلق می‌کنند؛ محیطی با مختصات بازی با سایه‌های هندسی و نورهای لکه‌ای که راکوردی بی‌نظیر را حفظ می‌کند. رنگ‌های مرده، در تقارن با خط‌کشی‌های دقیق تاریکی و روشنایی و با حفظ ابعاد کنتراستیک، وجوهی از المان‌های اضمحلال را آشکار می‌کنند. او با حفظ نورهای طبیعی و جهت‌دهی به نورهای مصنوعی، تلاش‌هایی بی‌نهایت هیجان‌انگیز، دیدنی و حیرت‌آور خلق می‌کند و عیاری را در جایگاه استادی چیره‌دست و آکادمیسینی کم‌نظیر قرار می‌دهد.

نکته جذاب و مهم در این اتمسفرسازی خلاقانه، که حتی کمدی‌های اجتماعی او را نیز با فضاهایی آبرنگی و دل‌چسب دربرمی‌گیرد، این است که عیاری در تمام این فیلم‌ها از سبکی بصری ساده و بی‌آلایش در اجرا و روان و بی‌تکلف در بیانگری استفاده کرده است. این ویژگی کمیاب، بیش از هر چیز، او را منحصر‌به‌فرد و یگانه کرده است.

عیاری، این شخصیت محجوب و دوست‌داشتنی، این پرسونای آرام و کم‌حرف، با همه خصلت‌های درون‌گرایانه‌اش، حالا که از میان ما رفته، نبودش دلتنگمان می‌کند. او در شرایطی که انواع محدودیت‌ها به بخش فنی سینما تحمیل می‌شد و سیاست‌گذاری‌های ناعادلانه، حداقل‌گرا و صراحتاً غلط تلاش می‌کردند معادلات ازپیش‌تعیین‌شده و سفارش‌های معین‌شده بخش فنی را بر هم بزنند و برنامه‌ریزی‌های جدیدی را به آنچه مقرر و طراحی شده بود تحمیل کنند، در جایگاه مدیری دوراندیش و کمال‌گرا، و البته نگران انتقال مفاهیم موردعلاقه‌اش، فقط و فقط به عشق همیشگی‌اش، «سینما»، می‌اندیشید. او جایی گفته بود: «فیلم دیدن را با هیچ چیزی عوض نمی‌کنم.» همین عشق بود که سبب می‌شد آثار و خروجی تصاویرش، با وجود همه ناملایمات، یکه، سحرانگیز، فراتر از استانداردهای رایج و به‌شدت قاعده‌مند باقی بمانند.

جملات عیاری در این متن، برگرفته از گفت‌وگوی او با عباس بهارلو در کتاب «خاطرات و خطرات» است.