۱۴۰۵/۷/۲۸ | | 2026-10-20
تبلیغات
  • لوازم آرایشی
تیتر خبر
هوتن شکیبا در آرزوهای کوچک نقش‌آفرینی کرد از بحران سوخت تا ناآرامی‌های داخلی؛ اهداف سفر منطقه‌ای رئیس‌جمهور فرانسه پهپادهای یمنی بار دیگر پایتخت عربستان را هدف قرار دادند پشت پرده دیدار ناگهانی وزیر جنگ آمریکا و نتانیاهو در تلاویو چرایی نگرانی واشنگتن از توسعه جنگ اوکراین به مناطق دیگر اتمام ماه‌ها بحران سیاسی در رومانی؛ لوکا نیکولسکو به قدرت رسید قالیباف در بهارستان: سفره و سلامت مردم باید آخرین نقطه اثرگذاری تحریم و جنگ باشد هشدار صریح سرلشکر عبداللهی به دشمن؛ پاسخ بعدی نیروهای مسلح پشیمان‌کننده‌تر خواهد بود انفجار یک فروند سوپر نفتکش متخلف در جنوب تنگه هرمز سامانه ابلاغ الکترونیکی قضایی و راهنمای مشاهده ابلاغیه با کدملی رسانه‌های ژاپنی: ۴ آذر ماه تصمیم AFC درباره میزبانی عربستان در جام ملت‌های آسیا اعلام می‌شود فدراسیون‌های ورزشی نباید از نظارت مصون باشند ۸ علامت که نشان می‌دهد کسی زیاد به شما فکر می‌کند فوت و فن تهیه زرشک پلو با مرغ؛ چه کار کنیم مرغ خوشرنگ شود؟ + روش تهیه با کدو حلوایی این خورش ملس پاییزی را درست کن! چیکن اسلایدر؛ بهترین فینگرفود مجلسی، سریع و فوق‌العاده خوشمزه این ۷ حرکت بدنسازی به بدن آسیب می زنند؛ جایگزین‌های ایمن‌تر را بشناسید + تصویر حرکت با این راهکارها بر خستگی غلبه کنیم گزارش مختصر بازارهای جهانی در ۲۴ ساعت گذشته (۲۸ مهر ۱۴۰۵) بیت‌کوین در خطر ثبت دومین اکتبر نزولی پیاپی؛ انباشت نهنگ‌ها ورق را برمی‌گرداند؟ سولانا پردرآمدترین شبکه بلاکچینی شد؛ پس چرا قیمت SOL همچنان نزولی است؟ برداشت نهنگ‌های ریپل از بایننس به کف پنج‌ساله رسید؛ سرمایه‌گذاران بزرگ منتظر چه هستند؟ سرمایه نهادی به بیت‌کوین برگشت؛ ETFها در یک روز ۵۲۷ میلیون دلار جذب کردند! جی‌پی‌مورگان: بیت‌کوین در دهه آینده از سهام آمریکا و طلا پیشی می‌گیرد! پیش‌بینی رشد سه‌برابری بازار طلای دیجیتال تا سال ۲۰۳۱ تحلیل تکنیکال هفتگی ریپل؛ توقف در ایستگاه ۱.۲۵ دلار و سایه سنگین سیاست! شب‌نامه کریپتو؛ بیت ‌کوین زیر سایه نفت، فومو نهادی و ترس از جلسه فدرال رزرو! سینما بیش از هر هنر دیگری با زمان پیوند دارد/ زمان بزرگ‌ترین امکان و در عین حال بزرگ‌ترین چالش سینماست ابقای هیئت رئیسه و بازرس با اتفاق آرای اصناف خانه سینما سالمندی، معلولیت و مسائل زنان از جمله موضوعاتی هستند که در سینمای اجتماعی ایران مورد توجه قرار دارند فرآیند نشر یکپارچه‌سازی می‌شود/ راه‌اندازی قیمت مرجع کتاب نکوداشت بهروز رضوی برگزار می‌شود امضای تفاهم‌نامه همکاری برای طراحی زیست‌بوم ملی فناورانه زبان فارسی رونمایی از پوستر بین‌المللی فیلم «گوره» مرجان اشرفی‌زاده هوتن شکیبا بازیگر اجرای موزیکال «آرزوهای کوچک» شد معرفی آرای مردمی سومین روز جشنواره فیلم‌ کوتاه تهران تنیس روی میز قهرمانی آسیا؛ صعود تیم‌های ملی ایران با صدرنشینی استقلال چگونه خود را به یک قدمی پرسپولیس رساند؟ رئیس فدراسیون پرتغال پشت رونالدو ایستاد؛ امید به بازگشت CR۷ نهمین طلای ایران در بازی‌های پاراآسیایی/ تعداد مدال‌ها به ۳۷ رسید گل‌گهر هم از استقلال و آسانی شکایت کرد اولتیماتوم فدراسیون والیبال به تیم‌های بدهکار! وضعیت کاروان ایران در پایان روز دوم؛ جایگاه پنجم با ۳۸ مدال منوچهری:گل گهر حریف سختی بود و استقلال ۳ امتیاز خوب گرفت/ حردانی باید حواسش به تیم باشد طباطبایی: چادرملو به روزهای خوبش برگشته است/ برای شکست استقلال انگیزه داریم عدم حضور در زمین تخلف است و تراکتور متخلف/صحبت‌های وزیر ورزش دلیلی برای غیبت یک تیم در زمین نیست واکنش سرپرست امورات مجموعه ورزشی آزادی به تجمع کارگران: روابط عمومی شرکت توسعه پاسخ می دهد رونالدو محروم شد قیمت بیت کوین امروز سه‌شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵ وضعیت بورس امروز سه‌شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵
کد خبر: 1272411 |
منتشر شده: |
آخرین به‌روزرسانی: |
ارسال توسط :
سینماسینما، ایلیا محمدی‌نیا؛ نمایش‌نامه‌خوانی‌ اگرچه سابقه‌ای بلند در تاریخ تئاتر دارد، اما هنوز نتوانسته است جایگاه شایسته و بایسته خود را در میان مردم و حتی بخشی از جامعه هنری پیدا کند. بخش عمده‌ای از این مسئله را شاید بتوان در نگرش نادرستی جست‌وجو کرد که نسبت به این‌ گونه هنری وجود دارد؛ اینکه نمایش‌نامه‌خوانی […]

سینماسینما، ایلیا محمدی‌نیا؛

نمایش‌نامه‌خوانی‌ اگرچه سابقه‌ای بلند در تاریخ تئاتر دارد، اما هنوز نتوانسته است جایگاه شایسته و بایسته خود را در میان مردم و حتی بخشی از جامعه هنری پیدا کند. بخش عمده‌ای از این مسئله را شاید بتوان در نگرش نادرستی جست‌وجو کرد که نسبت به این‌ گونه هنری وجود دارد؛ اینکه نمایش‌نامه‌خوانی صرفا خواندن متن نمایش توسط یک یا چند نفر است، بی‌آنکه تماشاگر انتظار کنش، واکنش و آفرینش شخصیت از سوی «برخوان» داشته باشد.

حال آنکه نمایش‌نامه‌خوانی‌ اگرچه از دکور، لباس، نور، موسیقی، میزانسن، طراحی صحنه و بسیاری از عناصر بصری تئاتر متعارف بی‌بهره است یا آنها را به شکلی محدود به کار می‌گیرد، اما این به معنای حذف آنها از جهان نمایش نیست، بلکه شیوه بروز این عناصر در ذهن و دریافت مخاطب تغییر می‌کند. در تئاتر صحنه‌ای، آنچه مخاطب انتظار دارد، عموما در برابر چشمان او عینیت می‌یابد؛ دکور، لباس، نور، حرکت و طراحی صحنه، جهان نمایش را تا اندازه زیادی برای او می‌سازند. اما در نمایش‌نامه‌خوانی، این جهان به شکلی عریان‌تر و ساده‌تر پیش‌روی مخاطب قرار می‌گیرد و بخش مهمی از بار آفرینش بر دوش قوه تخیل تماشاگر گذاشته می‌شود. مخاطب دیگر صرفا بیننده آنچه ساخته شده نیست؛ او در ساختن جهان نمایش نیز مشارکت می‌کند. البته این مشارکت، بستگی تام به شکل و نحوه اجرای نمایش‌نامه‌خوان دارد. برخوان باید بتواند محدودیت‌های این شیوه اجرائی را به فرصت تبدیل کند؛ باید با درک درست نقش‌ها و تفاوت‌های شخصیتی، با تغییر لحن و آهنگ صدا، مکث‌ها و سکوت‌ها، شدت و ضعف بیان، انتقال احساسات و گاه با حرکات محدود دست و بدن، آنچه را در صحنه وجود ندارد، در ذهن مخاطب حاضر کند. از همین‌جاست که مرز میان روخوانی و نمایش‌نامه‌خوانی آشکار می‌شود. بهرام بیضایی، یکی از بزرگ‌ترین نمایش‌نامه‌نویسان معاصر ایران، از آن دسته هنرمندانی است که فقدانش در این روزهای گذار و پرالتهاب تاریخی، بیش از همیشه احساس می‌شود. نمایش‌نامه «آرش» یکی از مهم‌ترین آثار او‌ست؛ اثری که در کنار چند نمایش‌نامه دیگر او، این روزها به همت کیوان کثیریان و بدون برخورداری از حامی مالی، در نقاط مختلف تهران روی صحنه رفته است. تلاشی ارزشمند که می‌توانست و می‌تواند زمینه‌ای برای آشنایی دوباره مخاطبان با جهان نمایشی بیضایی باشد؛ هرچند فراهم‌شدن امکان استمرار چنین اجراهایی در نقاط مختلف تهران و دیگر شهرهای ایران، در شرایط موجود چندان دور از دشواری نیست. در خانه اردیبهشت اودلاجان، نمایش‌نامه‌خوانی «آرش» را با برخوانی ندا کوهی دیدم؛ اجرائی که به گمان من‌ یکی از نمونه‌های قابل تأمل در فاصله‌گرفتن از روخوانی صرف و نزدیک‌شدن به مفهوم واقعی روایت در نمایش‌نامه‌خوانی بود. ندا کوهی در این اجرا توانست با تغییر لحن و کیفیت بیان، شخصیت‌های مختلف نمایش‌نامه را از یکدیگر تفکیک کند و به هرکدام هویت صوتی و عاطفی خاص خود را ببخشد.

آنجا که سردار ایرانی را با غم، ناباوری و سنگینی اندوهش عرضه می‌کرد، یا هنگامی که کشواد پهلوان را با ناامیدی و عدم باور به آنچه پیش‌رو‌ست معرفی می‌کرد، این تفاوت‌ها فقط در واژه‌ها نبود؛ بلکه در لحن و نحوه ادای واژه‌ها نیز خود را نشان می‌داد. در ادامه، شیطنت و پستی شاه توران، درماندگی هومان پهلوان ایرانی خیانت‌پیشه و در نهایت آرش، هریک به‌تدریج در ذهن مخاطب شکل می‌گرفتند. آرشی که از گله‌داری ساده به کمانگیر ایران بدل می‌شود؛ انسانی که در لحظه‌ای اسطوره‌ای، تن و جان خود را در زه کمان می‌گذارد تا مرزهای ایران و توران را با عصاره دل و جان خویش تا آن سوی هیرمند بر تنه درختی سترگ ثبت کند. ارزش این اجرا در همین نقطه بیش از پیش آشکار می‌شود: ندا کوهی، با همراهی کارگردان اثر، تلاش کرده است داستان آرش بیضایی را از روخوانی صرف به روایت برساند. در روخوانی، متن خوانده می‌شود، اما در روایت، متن از سطح کلمات فراتر می‌رود، شخصیت‌ها جان می‌گیرند، حادثه شکل می‌یابد و جهان نمایش در ذهن مخاطب ساخته می‌شود.

 

تفاوت این دو شاید در ظاهر اندک باشد، ولی در ماهیت، بسیار عمیق است. روخوانی، متن را به گوش مخاطب می‌رساند؛ روایت، متن را به خیال او می‌سپارد. در اولی، مخاطب شنونده است و در دومی، به نوعی هم‌آفرین اثر می‌شود. نمایش‌نامه‌خوانی زمانی به جایگاه واقعی خود نزدیک می‌شود که بتواند همین ظرفیت خیال و مشارکت ذهنی مخاطب را فعال کند. در این میان، موسیقی زنده اثر با ساز کمانچه ماهگلی مقتدر نیز در شکل‌گیری فضای نمایش بی‌تأثیر نبود. هرچند اجرا از این منظر نیز خالی از کاستی نبود؛ به‌ویژه در مکث میان آغاز موسیقی و ورود متن یا بالعکس، گاه ناهماهنگی‌هایی به چشم می‌آمد که می‌توانست با هماهنگی بیشتر میان موسیقی و بیان، منسجم‌تر شود.

با این همه، کمانچه توانست در بخش‌هایی همراهی دلنشینی با روایت داشته باشد؛ به‌خصوص آنجا که فضای غمبار و ناامیدانه ابتدای اثر را همراهی می‌کرد و سپس در لحظه‌ای که آرش زه کمان را می‌کشد، با گذر به موسیقی حماسی، حال و هوای اثر را دگرگون می‌‌کرد.

همین لحظه‌ شاید یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های نمایش‌نامه‌خوانی را به یاد ما می‌آورد: وقتی عناصر محدود، درست و به اندازه به کار گرفته شوند، می‌توانند بسیار بیش از آنچه انتظار می‌رود اثرگذار باشند. یک صدا، یک مکث، یک سکوت، تغییر کوچکی در لحن و حتی یک نت موسیقی می‌تواند چیزی را در ذهن مخاطب بسازد که شاید یک دکور عظیم نیز نتواند.

بنابراین، نمایش‌نامه‌خوانی، تئاتری ناقص یا بدل کم‌هزینه‌ای از اجرای صحنه‌ای نیست؛ گونه‌ای مستقل از مواجهه با متن نمایشی است که در آن، کلمه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و خیال، جای خالی بسیاری از عناصر صحنه را پر می‌کند. در چنین اجرائی، برخوان فقط خواننده متن نیست؛ او واسطه‌ای است میان جهان نویسنده و جهان ذهن مخاطب. و «آرش» بیضایی، با جهان اسطوره‌ای، تاریخی و انسانی خود، از آن دست آثاری است که ظرفیت فراوانی برای چنین مواجهه‌ای دارد. آرش در این روایت تنها کمانگیری نیست که تیری رها می‌کند؛ او انسانی است که تمام وجود خود را در یک انتخاب سرنوشت‌ساز به میدان می‌آورد. شاید به همین دلیل است که وقتی این داستان به‌درستی روایت شود، حتی بدون دکور و لباس و صحنه‌آرایی گسترده، می‌تواند در ذهن مخاطب صحنه‌ای بزرگ‌تر از هر صحنه واقعی بسازد.

از این منظر، اجرای «آرش» در خانه اردیبهشت اودلاجان، بیش از یک نمایش‌نامه‌خوانی ساده بود؛ تلاشی بود برای اثبات این نکته که نمایش‌نامه‌خوانی، اگر از روخوانی عبور کند و به روایت برسد، می‌تواند تئاتر را نه از صحنه، بلکه از کلمه و خیال آغاز کند. نمایش‌نامه‌خوانی آرش در به‌اندازه و ساده‌ترین شکل آن مخاطب را با بغضی فروخورده از سالن به بیرون هدایت می‌کند؛ کاری که آرش کیوان کثیریان با ما کرد.

منبع: شرق