معدن۲۴: صنعت فولاد ایران در شرایطی با کاهش سودآوری مواجه شده که دو عامل همزمان، فضای فعالیت تولیدکنندگان را محدود کردهاند: افت تقاضا در بازار داخلی و افزایش هزینههای تولید. در چنین وضعیتی، فولادسازان نهتنها با دشواری فروش محصولات خود روبهرو هستند، بلکه برای تولید هر واحد محصول نیز باید هزینه بیشتری بپردازند. مسئله اصلی، برهم خوردن تناسب میان درآمد حاصل از فروش و هزینههای تولید است؛ وضعیتی که آثار آن در کاهش حاشیه سود شرکتها نمایان شده است.
نوشته سود فولادسازان چگونه آب میرود؟ اولین بار در معدن ۲۴. پدیدار شد.
معدن۲۴: صنعت فولاد ایران در شرایطی با کاهش سودآوری مواجه شده که دو عامل همزمان، فضای فعالیت تولیدکنندگان را محدود کردهاند: افت تقاضا در بازار داخلی و افزایش هزینههای تولید. در چنین وضعیتی، فولادسازان نهتنها با دشواری فروش محصولات خود روبهرو هستند، بلکه برای تولید هر واحد محصول نیز باید هزینه بیشتری بپردازند. مسئله اصلی، برهم خوردن تناسب میان درآمد حاصل از فروش و هزینههای تولید است؛ وضعیتی که آثار آن در کاهش حاشیه سود شرکتها نمایان شده است.
روند تغییرات سرانه مصرف فولاد، تصویری از وضعیت تقاضا در بازار داخلی ارائه میدهد. این شاخص که طی هفت تا هشت سال گذشته بین ۲۲۰ تا ۲۷۰ کیلوگرم به ازای هر نفر نوسان داشته، در دو تا سه سال اخیر به حدود ۲۲۰ کیلوگرم کاهش یافته و اکنون احتمال میرود به کمتر از ۲۰۰ کیلوگرم رسیده باشد. تجربه سالهای رونق ساختوساز، از جمله دوره اجرای طرح مسکن مهر، نشان میدهد که افزایش فعالیتهای ساختمانی میتواند مصرف محصولات فولادی را تقویت کند. در مقابل، تداوم رکود این بخش، تقاضا را محدود کرده است. بنابراین، کاهش مصرف را باید فراتر از افت یک شاخص آماری و در ارتباط با وضعیت بازار مصرف فولاد بررسی کرد.
در سمت هزینهها، حملونقل به عاملی تبدیل شده که فشار آن بهواسطه حجم بالای جابهجایی در زنجیره تولید فولاد تشدید میشود. انتقال سنگآهن و سایر مواد مورد نیاز به کارخانه و رساندن محصول نهایی به بازار، نیازمند استفاده مستمر از شبکه حملونقل جادهای و ریلی است. افزایش چندباره نرخ حملونقل در سالهای اخیر و رشد قیمت کامیون، لاستیک و روغن، هزینه این بخش را بالا برده است. اهمیت این موضوع در آن است که افزایش هزینه حملونقل تنها به یک مرحله از تولید محدود نمیشود، بلکه بخشهای مختلف زنجیره تأمین و توزیع را درگیر میکند و در نهایت بر قیمت تمامشده محصول اثر میگذارد.
با این حال، افزایش هزینهها بهتنهایی تمام مسئله را توضیح نمیدهد؛ عامل تعیینکننده، میزان امکان جبران این افزایش از طریق فروش است. هزینه مواد اولیه، انرژی، دستمزد، حملونقل، تعمیرات و استهلاک در حال افزایش است، اما قیمت فروش محصولات فولادی متناسب با تورم رشد نکرده است. در بازاری که تقاضا با رکود مواجه است، افزایش هزینه تولید الزاماً به افزایش متناسب درآمد منجر نمیشود. به این ترتیب، فشار اقتصادی از بخش هزینهها به حاشیه سود منتقل میشود و توان شرکتها برای حفظ بازدهی گذشته کاهش مییابد.
کاهش حاشیه سود فولادسازان از حدود ۳۰ تا ۳۲ درصد در سالهای گذشته به کمتر از ۱۰ درصد در شرایط فعلی و نزدیک شدن سود برخی شرکتها به صفر، نشاندهنده عمق این ناهماهنگی است. این ارقام بیانگر آناند که افزایش هزینهها در کنار محدودیت بازار، فضای مالی شرکتها را بهشدت محدود کرده است. از این منظر، مسئله صنعت فولاد صرفاً افزایش هزینه یا کاهش مصرف نیست، بلکه همزمانی این دو روند است: بازار امکان رشد آسان درآمد را فراهم نمیکند و ساختار هزینه نیز فشار بیشتری بر تولیدکننده وارد میسازد. در چنین شرایطی، کنترل هزینههای تولید و حملونقل و برقراری تناسب بیشتر میان قیمت فروش و هزینه تمامشده، برای حفظ سودآوری اهمیت محوری دارد.
نوشته سود فولادسازان چگونه آب میرود؟ اولین بار در معدن ۲۴. پدیدار شد.
