این روزها، دنیای انیمیشن، بیش از هر زمان، دستخوش قضاوتهای گزینشی و قیاس دو اثر با یکدیگر شده است. از بحث بر سر کیفیت یا داستانپردازی Sonic 3 با Mufasa: The Lion King گرفته، تا حواشی شکلگرفته پیرامون Minions and Monsters، همگی به این وضعیت آشفته دامن زدهاند. انتشار قسمت پنجم Toy Story نیز، در …
نوشته نقد و بررسی انیمیشن Toy Story ۵ | حرف حساب در چیزی شبیه به اسپین آف اولین بار در گلی شی. پدیدار شد.
این روزها، دنیای انیمیشن، بیش از هر زمان، دستخوش قضاوتهای گزینشی و قیاس دو اثر با یکدیگر شده است. از بحث بر سر کیفیت یا داستانپردازی Sonic 3 با Mufasa: The Lion King گرفته، تا حواشی شکلگرفته پیرامون Minions and Monsters، همگی به این وضعیت آشفته دامن زدهاند. انتشار قسمت پنجم Toy Story نیز، در میان این اتفاقات، مسیر تازهای را برای مقایسه یا تخریب فیلمهای کودک و نوجوان باز کرد. با تمام حرفهای ضدونقیضی که این روزها شنیده میشود، به نظر میرسد جدیدترین ساختهی اندرو استنتون، حرفی برای گفتن دارد؛ حرفی که شاید در قالبی بهتر میتوانست عرضه شود. در این متن، به نقد و بررسی انیمیشن Toy Story 5 خواهیم پرداخت.
برخلاف سایر مطالب، اینبار بیش از پیش به بررسی داستان و فیلمنامه میپردازیم. قصهی یکخطی اثر، در این کلمه خلاصه میشود: تکنولوژی. فیلمنامه در هفتاد درصد اثر، به بحث دربارهی مضرات فناوری، خصوصاً تلفنهای همراه و وسایل ارتباط جمعی میپردازد. اما این پرداخت، بیش از آنکه کودکان را مخاطب خود بداند، والدین را خطاب قرار میدهد و با گوشهگیری، جدایی از زندگی واقعی و پرخاشگری کودک، سعی در تبیین مسئله برای آنان دارد. البته، اثر فاقد محتوا برای بینندگان خود نیست و تلاش میکند تا با بیان مسائلی چون ترس از قضاوتشدن، همکاری و دوستی با دیگران، به تفکرات آنان نیز جهت دهد؛ اما در این امر نیز موفق نیست. اینطور به نظر میرسد که استنتون و گروه نویسندگان Toy Story، آگاهی کاملی از دوگانگی فرزندان هنگام مواجهه با شبکههای اجتماعی، که اطلاعات و محتوای آن بعضاً همسو با نگرش آنها، خانواده و دوستانشان نیست، ندارند. تنها دانش طراحان فیلمنامه در ظاهر جامعه خلاصه میشود و نمیتوانند انزوای کودکان را پس از ورود فناوری به زندگی، درک و سپس به رشتهی تحریر درآورند. در نتیجه، پیام فیلم، با کلیگویی، سادهسازی بیمورد و تکرار حرفهای گذشته، بهدرستی مخاطب را درگیر نکرده یا به فکر وانمیدارد. در کنار این نکته، مسیر اصلی داستان اثر نیز پس از گذشتن از نیمه، ثبات خود را از دست میدهد.
هشدار اسپویل
بهعنوان مثال، در سکانسهای پایانی Toy Story 5، هنگامی که Lily Pad، دستیار هوشمند بانی، از ناراحتی او به علت قضاوتشدن توسط دوستانش مطلع میشود، برخلاف آنچه از این کاراکتر شاهد بودیم، خود را دور میاندازد. این تصمیم، مطلقاً قابل پذیرش نیست؛ چراکه پیش از رخدادن آن، توضیحی بهعنوان پیشزمینهای از لایههای عمیق احساسات این دستگاه ارائه نشده است.
با عبور از پیام فیلم، به سراغ محتوای سطحی آن میرویم. نخستین چیزی که توجه ما را به خود جلب میکند، حضور عروسک جسی بهعنوان نقش اصلی فیلم است. اگر قسمت پنجم داستان اسباببازی، اسپینآفی از این مجموعه میبود، تماشاگر بهراحتی میتوانست با آن ارتباط برقرار کند؛ اما بهصورت پیشفرض، Toy Story دربارهی شخصیت وودی و باز لایتیر است. بنابراین، افراد حاضر در سینما انتظار ورود این دو اسباببازی به یک مخمصهی بزرگ و تلاش برای حلوفصلکردن آن را دارند و با دیدن جسی بهعنوان محور فیلم، ممکن است از تماشای آن صرفنظر کنند. از طرف دیگر، جسی هنوز آنقدر جزئیات ندارد که بتوان او را بهعنوان کاراکتر اصلی پذیرفت و این در حالی است که وودی، حداقل در چهار قسمت، شخصیت محوری بوده و نویسندگان هر بار اطلاعات تازهای را جهت تکمیل این کاراکتر ارائه میکردند. در تعیین رخدادها میتوان گفت گروه نویسندگان عملکرد بهتری نسبت به پرداخت شخصیتها و پیام اثر داشتهاند. کمدی موجود در فیلم، خوب و بهاندازه است و به همان میزان، درام و موقعیتهای اکشن نیز قابل قبول هستند. Toy Story 5 در ایجاد تعلیق نیز دستکمی از قسمت قبل ندارد؛ هرچند عنوان شاهکار، در این یک مورد، قطعاً به قسمت سوم میرسد. تنها ایراد موجود در خط روایی فیلم، تکرار بیش از حد و توجه فیلمنامهنویسان به خردهداستانهای رمانتیک است. این بخش، نهتنها کمکی به غنای اثر نمیکند، بلکه با تعدد و تظاهر به سرگرمکردن مخاطب از طریق آن، او را از همراهی با مسیر اصلی محروم میکند.
هشدار اسپویل
بهعنوان نمونه، میتوان به لحظات رمانتیک باز لایتیر اشاره کرد. لایتیر و جسی، از قسمت دوم که ورود جسی در آن اتفاق افتاد، روابط صمیمانهای داشتند. اما این رابطه، در طول سه قسمت، یعنی تا داستان اسباببازی 4، حدی استاندارد داشت و هیچگاه خستهکننده نمیشد. در پنجمین نسخه از این فیلم، رفتار باز لایتیر تغییر کرده و گویی به شخصیت دیگری بدل شده است. گفتوگوی او با جسی دچار تحولاتی شده و قصد ازدواج با آن کاراکتر را دارد. این توجه خارج از کنترل، به روابط این دو اسباببازی، مسیر فیلمنامه را بهکلی منحرف کرده و شبیه به این است که گروه نویسندگان، به دلیل فقدان محتوا، جهت ادامهی نگارش به فضای عاشقانه روی آورده و تصمیم در اتصال داستانهای موازی با یکدیگر را از طریق این بخشها دارند.
با وجود کاستیهای داستان، گویی کارگردانی استنتون وضعیت بهتری دارد.
نوشته نقد و بررسی انیمیشن Toy Story ۵ | حرف حساب در چیزی شبیه به اسپین آف اولین بار در گلی شی. پدیدار شد.
