سیاسی

سفره ضیافت پروانه هادر قاین/پروانه هایی که میزبان شهدایند

نسیم قائن :شهید وشهادت کلمه ای که بارها شنیده ای
شاید شنیدن شهید تورابه روزهای جنگ برمی گرداند ومی گویی شهیدجنگ تحمیلی…
اما بدان درِشهادت هیچ گاه بسته نمی شودوامروزه شاهد به شهادت رسیدن شهدای مدافع حرم وشهدای دفاع از مرزهای کشورمان هستیم وهیچ گاه پروانه هایی که گرد شمع ولایت می چرخند خانه نشینی و گوشه نشینی را اختیار نمی کنند که ذره ذر خاک وطنمان وحتی خارج از مرزها به دست ظالمان وبی رحمان بیفتد.
واما حکایت پروانه های قصه ما که به یاد همین شهدا به پرواز درآمده اند وسفره ضیافت به راه انداخته اند تا میهمان شهرها وروستاها وحسینیه ها ومساجد کشور شوند:
خانم اکبری که بانی این ضیافت شهداست می گوید: سال۸۹برای اولین بارمیهمان شهدا در راهیان نور می شوم ودر سه راهی شهادت در طلائیه پروانه ای را می بینم که برروی کلاه رزمنده ای در آن سوی سیم خاردار نشست وهمین تلنگری بود تا سفره ضیافت شهدارابا عنوان ضیافت پروانه هابرای همه آنهایی که می خواستند زائرحسین (ع)شوند وشربت شهادت همه آنهارا کربلایی کرد پهن کردیم .
این خادم الشهداء می گوید دراولین حرکت پروانه هایی را تهیه وبرروی بال این پروانه ها عکس شهدای شهرستان را نصب وگوشه ای از وصیت نامه شهداوپیام های امربه معروف وسخنان رهبری را نوشتیم وبا برگزاری ختم صلوات وزیارت عاشورا در پایگاههای بسیج اهداف خودرا ازاین طرح بیان کردیم وتاکنون۳۱سفره به همت خواهران مومن شهرستان تهیه وحتی به خارج از استان ارسال شده است
این خادم الشهدا درادامه می گوید این سفره شهدا تاکنون میزبان چندین نوعروس نیز بوده است وانشاء الله ما هم بتوانیم ادامه دهنده راه شهدا در زندگی مان باشیم وشرمنده شهدا نشویم….
واماامروز باید آموخت که آنان نمرده اند بلکه زنده اند و شاهدند بر اعمال ما! آنان میزبان و ما مهمان و چه میزبانانی، کسانی که خود در پیشگاه رب شهیدان میهمان و روزی خور اویند، ما را به سفره‌ی تزکیه و تعلم دعوت می‌کنند. و باید تعلیم دید که شهدا در روزگار امتحان‌شان چه کردند و ما چه باید کنیم؟ آنان رفتند و ماندند. نکند که ما برویم و نمانیم!؟ آنان به ولی و سرپرست‌شان تولی کردند، نکند که ما در یاری رساندن به ولی و سرپرست‌مان در خواب بمانیم!؟…
شهدا به ما آموختند که باید همیشه در صحنه بمانیم. دیروز صحنه‌ی جنگ سخت و امروز در صحنه‌ی جنگ نرم و جنگ، جنگ است و عزت و شرف ما در گروی جنگ است. و آنان با تزکیه و جهاد اکبر در کنار جهاد اصغر رفتند و ماندند و نکند ما بدون جهادین برویم و نمانیم. آنان در وصیت نامه‌های‌شان نوشتند إی خواهرم! سرخی خون من سیاهی چادر توست! …و ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است، مراقب باشیم که دشمنان دین و ناموس و وطن بدحجابی را تبدیل به یک ارزش برای نوامیس‌مان نکنند. نوشتند رهسپاریم با ولایت تا شهادت، نکند رهسپار بشویم با بی‌بی‌سی تا صدای آمریکا و در مقابل ولایت، نوشتند نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی، نکند باز بشود هم شرقی! هم غربی! هم جریان انحرافی! نوشتند می‌رویم تا انتقام سیلی زهرا بگیریم… مواظب باشیم که با اعمال‌مان بر صورت پسر فاطمه سیلی نزنیم!
شهدا در برابر تحریم و تهدیدهای پی در پی دشمنان انقلاب نهراسیدند، ما نیز می‌آموزیم که در هر میدانی باید با شجاعت در برابر هیبت دشمن ایستاد و پیچ‌های سخت انقلاب را با تولی به ولایت مطلقه‌ی فقیه با موفقیت پشت سر گذاشت.
شهدا سربازان فداکار و فرزندان امام روح الله، و به حول و قوه الهی ما نیز سربازان جان برکف و فرزندان امام سید علی عزیز
و ای برادر من! خواهر من! امروز روز درس است از سرزمین طلائیه و سه راهی شهادت به قدر هزاران هزار مرد جنگی که رفتند و ماندند!…

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا