سیاسی

زندگی‌درکنار این افراد‌برای من‌ معنی پیداکرده‌است/ازکارکردن‌ درکنارشان‌لذت می برم

به گزارش نسیم قائن ، اغلب ما وقتی درخیابان، پارک، مغازه و هرجایی از این شهر درندشت با آدمی که ناتوانی جسمی دارد یا چهره اش از عارضه ای دگرگون شده، روبه رو می شویم، یا سرخود را به کلی برمی‌گردانیم و خودمان رامشغول نشان می دهیم یا گاهی اوقات مکث می‌کنیم و باتاسف سری تکان می‌دهیم و یا در دلمان شفای عاجلش را از خداوند طلب می کنیم و همه ی این ها با دلسوزی برای خانواده ای که چنین فرزند یا فرزندانی دارد، همراه است.
اما هستند کسانی که با این افراد زندگی می کنند واز زندگی با اینها عشق می ورزند وکار کردن برای این افرادرا مایه برکت درزندگی خود میدانند.
حسن یوسفی مددکارمعلول ومراقب مرکز نشاط قاین در گفتگویی کوتاه با خبرنگار اجتماعی نسیم قاین گفت: ازسال۸۴وارد این مرکز شدم و۱۰سال است که با این افراد زندگی میکنم .هدفم خدمت بوده است وبرایم هزینه وپول مهم نبوده است چراکه هزینه ای که من دریافت می کنم قطعا کفاف خانواده ۶نفری را نمیدهد اما باور کنید همین مقدار کم درزندگی من برکات زیادی را داشته است.
وی گفت:اگر به درون این افراد بروی صفا وصمیمیت ومحبت رااز عمق درونشان حس می کنی و اگر کسی احساس نداشته باشد درکنارشان نمی تواند زندگی کند.
یوسفی میگوید زندگی درکنار این افراد برای من معنی پیداکرده است ،اگرچه اینها نمی توانند با زبان خود از توتقدیر وتشکر کنند اما نگاهشان درزمانی که خدمتی برای آنها انجام میدهی نشان از تقدیر وتشکری است که شاید صدزبان گویای این تقدیر نباشد وهمیشه باخود گفته ام گره گشایی از مشکلاتم درزندگی شاید به دلیل دعای همین افرادباشد.
سید مجتبی راستگو نیز یکی دیگر ازمددکاران مرکز نشاط قاین نیز که از بدو تاسیس دراین مرکز کار می کند.
وی گفت: کارکردن با این افراد برای من لذت بخش است وروزهایی می شود که شبانه روزبا اینها هستم واقعا از کارکردن درکنارشان لذت می برم.
راستگو بیان داشت: برخی فکر می کنند که اینها معلولند وهیچ کاری از عهدیشان برنمی آید درصورتی که همین ها انسانهایی هستند که صفا وصمیمیت را به تو می آموزند ودرکنارشان احساس آرامش میکنی.
این مددکار اجتماعی گفت: همان طور که بزرگان ما بارها گفته اند معلولیت محدودیت نیست ومن خودم بهینه درطول این مدت این را شاهد بوده ام که در عین معلولیت توانمندیهای زیادی را داشته اندوماهم به دنبال شکوفایی استعداد این افراد هستیم چراکه معتقدم برخی از این افراد استعداد های نهفته زیادی دارند
راستگو بیان داشت: اگر به روزهای اول کاربرگردم وحقوق اندکی که دریافت می کردم والان هم طبق قانون کار حقوق ومزایا دریافت میکنم واقعا باید بگویم برکت به زندگی من داده شده است وهمه اینها به خاطر خدمت به این عزیزان است ودراین خدمت کردن هم باید عاشق باشی وبه این افراد عشق بورزی تا بتوانی درکنارشان زندگی کنی.
این مددکار اجتماعی درپایان گفت: وقتی خبر فوت یکی از این معلولین را به خانواده هایشان می دهم برای من دردناک ترین لحظه ای است که تحمل می کنم.
محسن فلکی مدیرعامل موسسه خیریه نشاط ومدیرعامل خانه خیرین خراسان جنوبی نیز اززمانی که پیشنهاد این کار به وی داده شد برایمان سخن گفت.
فلکی اظهارداشت: این موسسه در سال۸۱درساختمان فعلی اداره بهزیستی قاین تاسیس شد ودرسال ۸۲اولین تماس برای قبول مسئولیت دراین موسسه با من گرفته شد.
دراولین تماس اعضای هیئت مدیره در زمینه قبول مسئولیت این موسسه بحث پول را مطرح کردم وگفتم برای من پول مهم است چراکه آنقدر ثواب وکار خیری که می خواسته ام انجام دهم در طول سفرهایی که کاروان به کربلا وسوریه برده ام داشته ام وبا این جمله دکتر نقوی هیئت مدیره وقت این موسسه که شما بیا پشیمان نخواهی شد وآن را هم حل خواهیم کرد به محل موسسه رفتم.
وارد موسسه که شدم ناخودآگاه این فکر به سراغم آمد که اگر یکی از اینها فرزند توباشد آیا بازهم پول رامطرح می کنی ؟واین این جرقه درذهنم ایجاد شد که مسائل مادی را کنار بگذارم ومسئولیت این موسسه را قبول کردم .باتوجه به اینکه مکان قبلی جای مناسبی برای این معلولین نبود دراولین استارت ۷هزارمتر مربع زمین از شورای وقت مهمویی درسال ۸۵گرفتم ودر سال۸۶کارساخت این مکان را بازیربنای۱۲۰۰متر آغاز کردم وباور کنید صفرتا۱۰۰این مکان را ازکمکهای مردمی با همکاری سایر دوستان وآشنایان ساختیم.
فلکی افزود: مردم ما درکارهای خیر همیشه پیش قدم بوده اند ومن بردستان آنها بوسه میزنم.
وی افزود: درانجام کارهای خیر ما یک واسطه ایم واین مردم هستند که همیشه پشتیبان ما درامر خیر بوده اند
مدیر موسسه نشاط افزود:باورکنید آرامش کامل رادرکناراین عزیزان دارم وآثاروبرکات آن راهم درزندگی شخصی خود دیده ام.
وقتی از آقای فلکی میخواهیم که یکی از ماندگارترین خاطراتش را برایمان بگوید درحالی که اشک درچشمانش حلقه زده بود گفت: این خاطره را برای شما تعریف می کنم اما قضاوت رابرعهده مردم میگذارم که خود تفسیرش کنند.
درسال ۸۲دقیقا روزهای شهادت حضرت محمد(ص)وایام شهادت امام رضا(ع)که طبق معمول هرسال هیئت های قاین جهت شرکت درمراسم عظیم روزهای آخر صفر به مشهد مقدس میروند من هم که سابقه نداشت روزشهادت امام رضا(ع)درقاین باشم آن سال به دلیل اینکه همسرم مریض بود وباید درکنارش می ماندم هیئت را بدرقه کردم وبه مشهد نرفتم.
با غمی که دردل داشتم وروزهای تقریبا خلوت شهرقاین درآن حال وهوا، شب جمعه با من تماس گرفتند که روز شهادت امام رضا(ع)که مصادف با روز جمعه است شما دعای ندبه رادرمصلی بخوانید درصورتی که این اولین بار بود که هیئت امنای مصلی برای این برنامه بامن تماس می گرفتند ومن هم قبول کردم.
صبح که برای دعای ندبه می خواستم به مصلی بروم همسرم بامن همراه شد وگفت پس حالاکه میخواهیم برای دعای ندبه برویم به مادرم هم می گویم که بیایند.
درهنگام خواندن دعای ندبه تلفنم مدام زنگ میخورد وباتوجه به اینکه از همکاران مرکز بود ومطمئن بودم که اتفاقی افتاده است ولی نمیتوانستم پاسخ بدهم. بعد ازدعا بلافاصله با همکارم تماس گرفتم که خبر فوت یکی از معلولین را به من داد واین معلول ما هم واقعا کسی رانداشت وهمکارم به دنبال کفن برای آرش بود.بسیار غبطه خوردم که وای برمن این همه سفر کربلا رفتم ولی یکبار این فکر به ذهنم نرسید که چند کفن از کربلا بیاورم وباتوجه به اینکه روز جمعه هم بود نمیدانستم چه کنم وچه جوری برایش کفن تهیه کنم.
مادرهمسرم راکه رساندم گفت: چند لحظه ای صبر کنید کارتان دارم .وقتی برگشت دیدم بقچه ای دردست دارد وگفت ازکفن من اگر میشود استفاده کنید وچاره ای هم نداشتیم .جنازه در غسالخانه بود ومن هم سریع کفن را به غسالخانه رساندم.
درمورد این کفن باید بگویم که براساس عقایدی که مردم دارند واینکه کفن با آب زمزم شستشو داده شود وبردیمانی برروی کفن باشد و…. کفنی که آرش قصه ماکه هیچ کس را نداشت ودر ان گذاشته شده بودکفنی شد که به قول غسال تا به حال همچنین کفنی را ندیده بودوجالب تر اینکه مادرخانم من دقیقا دوماه بعد به کربلا مشرف شد وکفن دیگری رابرای خودش تهیه کرد.
از این قضیه که بگذریم میخواهم اصل مطلب را به شما بگویم :آرش فردی بود که هیچ کس را نداشت ، بعدها که پرونده اش را بررسی کردیم در حرم امام رضا(ع)پیداشده بود وبه مرکز ما انتقال یافته یود ودقیقا روزشهادت امام رضا(ع)فوت کردوجالب تراینکه کفنی برایش آماده شد که با آب زمزم شستشو داده شده بود وبرایم همیشه این خاطره ماندونکته مهمی که میخواهم بگویم این است که باور کنیم این افراد تنها نیستن وهمیشه خداوند یک نفررا براین افراد مهربان میکند.
مدیر عامل خانه خیرین استان اظهارداشت: من بارها به همکاران وخیرین گفته ام که کار دراین مکان ها عشق می خواهد ومن این کاررا معامله با خدامی دانم ونتیجه آن را هم می بینم ومعتقدم هرکس درانجام این کارها قدمی خیر بردارد نتیجه آن را خواهد دید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا